محمد نعيم
52
شرح مثنوى ( فارسى )
نفس الامرى ؛ چنانچه در دفتر ششم مىفرمايند كه ضدّيتى كه در افراد عالم است ، ضدّيت وهمى و « 1 » اعتبارى است : ضدّ و نِدّش نيست در ذات و عمل * زين بپوشيدند هستىها حُلَل بر شمار برگ بستان ضدّ و نِدّ * چون كفى « 2 » بر بحر بىضدّ است و نِدّ پس ضدّ و ندّ در ذات حق و در ايجاد « 3 » آن حق بههيچوجه نيست . پس اين ضدّ و ندّ به اعتبار هستى و تعيّن است كه آن هستى و تعيّن حلّهء ضدّيت و ندّيت پوشيدند و براى ضدّيت و جنگ جوشيدند . [ 2473 ] يا نه جنگ است از براى حكمت است * همچو جنگ خرفروشان 55 صنعت است يا جواب آن سؤال اين است كه اگرچه در ميان موسى و فرعون از روى ظاهر پرخاش و جنگ بود ، امّا از روى حقيقت صلح و رفع رنگ بود ، براى حكمت مصالح عباد و به جهت دفع مفاسد اهل كون و فساد . چرا كه فرعون ، منقاد و مطيع موسى بود و ليكن از روى ظاهر به واسطهء قوم با موسى جنگ و خصومت مىنمود . [ 2474 ] يا نه اين است و نه آن حيرانى است * گنج بايد جست اين ويرانى است يا حلّ « 4 » آن اشكال بدين منوال است كه در ميان اصل و فرع ، نه جنگ است و نه كينه . چرا كه اصل اين عالم كثرت و تعيّن آن ذات است كه مبرّا از اسما و صفات و منزّه از قيد نفى و اثبات است كه / A 22 / اثبات صفت صلح و جنگ منافى آن ذات است كه آن ذات عبارت از ذات بحت و قابليت محض است و اين عالم مخلوقات غير آن ذات است كه آن ذات وراى ماست « 5 » و خارج از آسمان و زمين و مافيهاست . [ 2475 ] آنچه تو گنجش توهّم مىكنى * ز ان توهّم گنج را گم مىكنى
--> ( 1 ) . س : - و . ( 2 ) . ش : كف . ( 3 ) . س : اتحاد . ( 4 ) . ش : حال . ( 5 ) . ش : درست .